علی كيان سوری

شکستن آینه توی سر پسر شیطون

وای که چه روزی بود کیانم روز 5 شنبه 92/05/24 بعد از این که مامان شما رو برد حموم و آوردو لباس تنت کرد از تخت اومدی پایین و حدود 2 متر با من فاصله داشتی و جلوی میز توالت مامان ایستاده بودی که نمیدونم چطوری آینه رو تکن دادی که یهو من برگشتم و دیدم آینه داره روی سرت میاد پایین، دویدم و آینه رو گرفتم ولی دیگه کار از کار گذشته بود و آینه توی سرت شکست!! انقدر اون روز اذیت شدیم که دوست ندارم جزییات بیشترشو برات تعریف کنم فقط میدونم خدا خیلی دوستمون داره که اتفاق خیلی بدی برات نیافتاد ، فقط سرت از دو جا خراش برداشت که اونم 7 تا بخیه خورد. آخه خیلی خیلی شیطون شدی و یک لحظه آروم نمیمونی، مثل بچگی های خودم همش دوست داری از یه جایی بالا بر...
13 شهريور 1392

خاطرات شمال محاله یادم بره

توی یه تعطیلات خدا رو شکر باز هم رفتیم مسافرت اونم شمال ، با دوستای مامان و بابا  حالا می خوام عکس های خوشگلتو که جاهای مختلف ازت گرفتم برات بزارم ویلای بابایی در حال خسارت زدن !   با مامان و بابا تو جنگل بسیار زیبا   جوجه خوری با اشتهااااااااااااااااااااااااااا   برسام کوچولو پسر خاله هانیه و عمو اشکان     و اما ............................... دریا وای که چه کردی وقتی اون همه آب و یکجا دیدی !!!! قابل کنترل نبودی       ساحل شنی   ...
12 شهريور 1392

ببر مامان

این لباس و عمه لیلا زحمت کشیدن از کیش برات آوردن، خیلی بامزه مدام میرفتی جلوی آینه و از خودت تعجب می کردی!!!        ...
12 شهريور 1392

آب بازی

هورااااااا، دوباره روزی شد که کیان آب بازی میکنه!!! این فکریه که هر یک روز در میون که شما رو خونه مامانی میذارم تو سرت میاد آخه شما یه استخر آبی داری که خونه مامانیه و هر روز که اونجایی روزی 3 مرتبه لخت میشی و میری توش! ...
28 مرداد 1392

به به پييييييييتزا

واي كه چقدر خوشگل پسرم پيتزا ميخوره ، البته براي شما پيتزا گوشت گرفتيم اما جنابعالي بيشتر با پيتزا مخصوص حال مي كردي ماهم گذاشتيم اون يه شب رو با سوسيس و كالباس حال كني.   ...
7 مرداد 1392