علی كيان سوری

ادامه داستان های کاراته

و این گونه شد که به جهت تمرینات بیشتر ما از کیسه بکس استفاده کردیم ولی متاسفانه به خاطر ضربه های فراوانی که بنده و بابا امین جان به خاطر نگه داشتن کیسه بکس خوردیم تصمیم بر آن شد که براتون میله بارفیکس تهیه کنیم که هم برای تمرین استفاده بشه و هم اویزووووون شدن شما ( مثلا تو خیلی ورزشکاری ) و تو این روز یعنی 96/10/16 انقدر تو با ان وسایل بازی کردی که سر نوشتن مشقها خیلی خیلی سریع خوابت برد  اخه مگه مجبوری کلا شارژتو تموم کنی ؟  ...
17 دی 1396

کاراته

با افتخار اعلام میکنم که پسر قشنگم به کلاس کاراته و فوتبال میره و بی نهایت همگی از این موضوع لذت میبریم  و روز 03 / 96/10 پسر قشنگم کمربندش از سفید به نارنجی ارتقا یافت   خوب چیکار کنم مامانم دیگه ، لذت میبرم واقعا  کلاس فوتبالم که نگووووو ، تنها جایی که کیان زودتز من حاضر میشه و جلوی در وایمیسته تا بریم و معمولا نیم ساعت زودتر میرسیم از بس ایشون عجله داره و ذوق داره ، کلاس فوتباله  ارزوی موفقیت دارم برات عشق مامان هر لحظه از زندگیت  ...
4 دی 1396

مدرسه ای شدن پسر قشنگ مامان

وااای که امروز چقدر روز شیرینی بود ، چقدر قشنگه که مامان تو رو تو مدرسه ، تو صف میبینه  اخه عشق مامان تو کی انقدر بزرگ شدی ؟  امروز 1396/07/04 و شروع کلاس پیش دبستانی شماست در مدرسه دور اندیشان  بی نهایت امروز برام روز قشنگی بود وقتی دیدم داری یاد میگیری " از جلوووووو نظام " چه شکلیه  وقتی معاون مدرسه گفت همه تو صف ، تو وایستادی و بچه ها رو سریع نگاه کردی و تا فهمیدی قضیه چیه بدو بدو رفتی تو صف و خیلی حال کردی که چیز بزرگی و کشف کردی !! تازه به بچه های همسن خودتم گفتی بیاید تو صف  اصلا برام مهم نیست تا کجا و تا کی میخوای درس بخونی فقط از صمیم قلب ارزو دارم و از خدا میخوام که موفقیت و شاد...
4 مهر 1396

امان از بازی های گوشی

تازگیها خیلی سرت تو گوشی و مل معتادا یکسره سراغ بازی و گوشی رو میگیری !! با اینکه من و بابا امین زمان میزاریم ولی بازم  امان از تو  اماااان  گوشی بابا امین و چند روز پیش شکوندی امان از تو اماااان  اینم عکس یه بازی تو گوشی مامان که شما گوشی مدام دستتته و باهاش یمه چیزو نشونه میگیری  حتی بابا امین جان   ...
17 ارديبهشت 1396

سفر به ارمنستان

عشق مامانی ما در اردیبهشت 96 به ارمنستان رفتیم و اونجا خیلی خوش گذشت  البته اگر بتونیم از شیطون بازی های شما چشم پوشی کنیم  برخی از عکس های شما به یادگار  فرودگاه امام خمینی در انتظار هزار پله داخل موزه دره گل ها ( اینجا با وجود 5 تا لباس داشتی از سرما میلرزیدی تا اومدی تو کافه گفتی یه چیزی بخوریم که خیلی داغ باشه  دریاچه سوان  اخ که چقدر اینجا اتیش سوزوندی  یکسره تو کلیساهای قدیمی میدوییدی و هی ما میگفتیم کیان ندووووووو ، داغون کردی کلیسا ها رو انقدر رو دیواراش راه رفتی  هزار پله  ...
17 ارديبهشت 1396

تولد 5 سالگی خوشگل پسرم

گذشت و گذشت تا اینکه کیان خوشگلی 5 سالش شد    خودت که خیلی خوشحالی زندگیم ، همش میگی من رفتم تو 6 سال پس دیگه میرم مدرسه پیش دبستانی  اخه تو چرا انقدر مدرسه رفتن و دوست داری ؟  امیدوارم وقتی مدرسه ام رفتی همینقدر مشتاق باشی  تولد 5 سالگی یه بار به صورت مهمونی وار تو خونه خودمون با خانواده پدری برگذار شد و یکبار هم توی مهد پارسا مهر که خیلی مشتاق بودی برای رسیدن این روز  تم تولدتم مک کویین بود که فقط رو ماشین بودنش تاکیید زیادی داشتی  ارتین و کیان گلی  ...
19 بهمن 1395